دنیاست دیگه، غصه نخور
توی فرهنگ ما،
دختر پرستار پدر مادرشه
دختر غمخوار پدر مادرشه
و از دختره که انتظار دارن برسه به مادر پدرش اگه مریض و ناتوان شدن...
توی فرهنگ همسرم
پسر عهده دار پدر مادرشه
پسر مراقب پدر مادرشه
اگه پدر مادر مریض و ناتوان بشن، از پسر انتظار میره که وقت و عمرش رو براشون بذاره...
و من
تک دختر خانواده هستم و آقای همسر
تک پسر خانوادش...
در حالی که خونه والدین مون
۱۴۰۰ کیلومتر از هم فاصله داره!
گاهی به این فکر میکنم بعضی چیزها رو (مثل همین)
چرا بیشتر بهش فکر نکردم قبل ازدواج؟
بعد به خودم نهیب میزنم، زهرا! داری دچار وسوسه شیطانی میشی
همین اندازه دانستن برای تصمیم کافی بود، همون بهتر که زیاد کشش ندادی
اونجوری فقط دچار وهم و قیاس میشدی نه اینکه بهتر بتونی فکر کنی...
این پیشامدهای پیش بینی نشده، روزی زندگیته و ازش گریزی نیست...
ان شاءالله که همیشه سلامت باشن پدر مادر همسر، چه نیازی هست از الان بخوای به اگرها فکر کنی؟؟!
آدم اگه بخواد قبل ازدواج به همه شرایط فکر کنه و دائم آینده رو در نظر بگیره هیچ وقت ازدواج نمیکنه